زمستانی که نبود
گره می زد
دخترک
دست های نیازمندِ خود را
سرخ از تصورِ سرما
در لابلای پیراهنِ یخرنگِ ناپیدا
بی سوز می بارید
برفی
بی رنگ تر از رویا
در دشت های خالی خاموشِ خاک آلود
پاییز
سرشارِ خشاخشِ برگ های ناپیدا
زیر پای رهگذرانِ نامریی
خاطره انگیز بود با سازِ بی صدا!!
بهار
تهی از جوانه ها
در مسیرِ بی انجامِ سبزِ آرزو
مدفون باورِ ما بود
رها شویم اگر
بی هیچ
زندگی خواهیم کرد
با همه
بدونِ احساسِ ترس
چقدر خلوت شده
دنیای شلوغِ ما
در تلاطمِ همه ی آنچه نبوده، نیست
شاید نخواهد بود
#حسین_زرتاب
#شعر #شعر_نو #شعر_سپید
#شعر_کوتاه #شعر_کبود
#شعر_زرتاب #زرتاب
#IRAN
#ZARTAB
#Shere_Iran
#Shere_Zartab
@Hossein_Zartab
برچسب:
نویسنده: آرمان مقدم