دو - ۴۴ - بی نام - ۱۴۰۰/۳/۲۱
نسیم بهار می وزد
مست می کند؛
ذهن مرا،
رقص شقایق و
بوی گَوَن های وحشی کوهی
جاری،
خطوط ِ سفید ِ شعر
روی دفتر ایام
فراتر ِ زندگی
گویا تر ِ آزادی
#حسین_زرتاب
@HosseinZartab
برچسب:
نویسنده: آرمان مقدم
دو - ۴۵ - بی نام - ۱۴۰۰/۳/۲۰
بی تو این عمر، سزاوار که بود
این شب ِ مرگ عزادار که بود
زندگی می گذرد بی تو چه سود
این وطن خسته بازار که بود
#حسین_زرتاب
برچسب:
نویسنده: آرمان مقدم
دو - ۴۶- جنون قدرت - ۱۴۰۰/۳/۲۸
لااقل غرب زندگی می کرد
ملت ش بی خطر، چِرا می کرد
این وطن جنون ِ قدرت داشت
در میان ِ هوس چَرا می کرد
#حسین_زرتاب
برچسب:
نویسنده: آرمان مقدم
سه -۴۷ - بی نام - ۱۴۰۰/۴/۴
حق من است
حق تو
حق همه
رأی تحول و تغییر و زندگی،
شبانه های شعر و شهود و شراب،
تفکر و آزادی بیان
حقی که باید باشد و همواره نبوده، نیست
حقوق ِ ناقابل بشر!!
تو اما
در آستانه ی ترس
حقیقت نهایی عشق و سزاوار محبتی
بی تو
دوزخ ِ زندگی،
آتشناک ِ هوس
#حسین_زرتاب
برچسب:
نویسنده: آرمان مقدم
۴۸ - دخترم - ۱۴۰۰/۴/۵
امنیت لحظه های من است
در آستانه ی عقد
حرم ِ پرشکوه ِ طَلا!!
رضا به رضای تو
انسان ِ گمشده
#حسین_زرتاب
پانوشت :
برای رُزا و رضا
برچسب:
نویسنده: آرمان مقدم
سه - ۴۹ - بی نام - ۱۴۰۰/۴/۸
شام ِ آخر است؛
شب ِ شعر ما
شعر،
فاصله ی خطوط ِ سیاه،
فرصت ِ نوشتن و سُرایش و سکوت،
تَصَوُّر ِ سپید ِ ناپیدا
#حسین_زرتاب
برچسب:
نویسنده: آرمان مقدم
برچسب:
نویسنده: آرمان مقدم
سه - ۵۱ - چشمان نیاز -۱۴۰۰/۴/۲۳
ساعت عشق نیافتاده به دستم، افتاد
خطبه عقد شده باطل و من،
سخت حیران نگاهی آرام
خلق، انگشتِ تعجب به دهان
شهر، آشفته ی باران ِ نیاز
#حسین_زرتاب
@HosseinZartsb
برچسب:
نویسنده: آرمان مقدم
۵۲ - در ِ بسته - ۱۴۰۰/۴/۲۶
موشک ها،
مداد های ما بود
کُند و نانویسا
خودکار هایی بی جوهر ِ دانش
تاریک و بی جهت
#حسین_زرتاب
برچسب:
نویسنده: آرمان مقدم
۵۳ - پرده آخر - ۱۴۰۰/۴/۲۷
کی فرو می افتد
آخرین پرده ی این رسوائی
استخوان سوخت از این درد ِ سترگ
جان ما در عطش ِ آزادی
می شود خسته ی سودای دروغ!!
#حسین_زرتاب
برچسب:
نویسنده: آرمان مقدم
سه - ۵۱ - چشمان نیاز -۱۴۰۰/۴/۲۳
ساعت عشق نیافتاده به دستم، افتاد
خطبه عقد شده باطل و من،
سخت حیران نگاهی آرام
خلق، انگشتِ تعجب به دهان
شهر، آشفته ی باران ِ نیاز
#حسین_زرتاب
@HosseinZartsb
برچسب:
نویسنده: آرمان مقدم
سه - ۵۱ - چشمان نیاز -۱۴۰۰/۴/۲۳
ساعت عشق نیافتاده به دستم، افتاد
خطبه عقد شده باطل و من،
سخت حیران نگاهی آرام
خلق، انگشتِ تعجب به دهان
شهر، آشفته ی باران ِ نیاز
#حسین_زرتاب
@HosseinZartsb
برچسب:
نویسنده: آرمان مقدم
۵۲ - در ِ بسته - ۱۴۰۰/۴/۲۶
موشک ها،
مداد های ما بود
کُند و نانویسا
خودکار هایی بی جوهر ِ دانش
تاریک و بی جهت
#حسین_زرتاب
برچسب:
نویسنده: آرمان مقدم
۵۳ - پرده آخر - ۱۴۰۰/۴/۲۷
کی فرو می افتد
آخرین پرده ی این رسوائی
استخوان سوخت از این درد ِ سترگ
جان ما در عطش ِ آزادی
می شود خسته ی سودای دروغ!!
#حسین_زرتاب
برچسب:
نویسنده: آرمان مقدم
برچسب:
نویسنده: آرمان مقدم